گفتم شبي به مهدي ازتو نگاه خواهم . . . گفتا که من هم ازتو ترک گناه خواهم
سلام آقا جون ! همون کسي هستم که هميشه با شما مي گفت . الان هم اومدم که با شما بگم. چي بگم ؟ همون حرفاي هميشگي ! بهونه امروزم بهونه ي تازه اي نيست ! يه اتفاق کوچيک باعث شد که امروز بخوام اين حرفارو با شما بزنم . چه اتفاقي ؟ يه اتفاق خيلي ساده و معمولي! یه ایمیلی که چند وقت پیش برای یه جا فرستادم به دست شخص مورد نظرم نرسید چون اسم ایمیل و اشتباهاْ وارد کرده بودم! همين ! يه اتفاق ساده و کاملا معمولي ! اما آقا جون ! همين اتفاق ساده . . . . . منو عجيب زير و رو کرد . چرا. . . . . . ؟ آخه منم مدت هاس که دارم برا شما مي نويسم . دارم به يه ایمیلی که نمي دونم چیه حرفای دلمو میل می زنم . شمام که . . . . . عزیز دلمی!! نمي دونم کجايين . . . . تو آسمونا بايد دنبالتون بگردم يا تو زمين ؟ نمي دونم. . . . نمي دونم ایمیلام یا شایدم نامه هام به دست شما مي رسه. . . ؟ نمي دونم اونا رو مي خونين. . . . ؟ نمي دونم جوابشو مي دين. . . . ؟ يا اصلا حرفای من عين همين ایمیلایی که قصه ش رو واستون گفتم اشتباه برای یکی دیگه فرستاده می شن؟ نمي دونم . . . . . امروز يه بغض غريبي تو گلوم احساس مي کنم که حرف زدنم با شما رو مشکل کرده ! آقا جون ! من که هميشه اميد داشتم حرفای دلم به دست شما مي رسه ! هميشه اميدوار بودم که شما اونا رو مي خونين ! و از همه مهمتر. . . . اميد به اينکه جواب ميدين .! و اگه من جواب شما را با چشم و گوشِ دلم نتونستم ببينم و حس کنم . . . ايراد از خودم بوده ! آخه ميدونم شما هميشه به فکر دوستاتون هستين و اين ماييم که شما رو از ياد برديم . آقا جون! بزرگترين آرزوي ما تو هر نامه یا ایمیلی که چه با قلممون ،چه با دلمون و چه با اشکمون براتون مي فرستيم اينه که ديگه بياين و اين قصه دوري ديگه تموم شه . آقا جون ! حرفای دل ما رو بخونين و جواب بدين . و دعامون کنين . به اميد روزي که به جاي نوشتن برا شما بيايم و رو در رو باهاتون درد دل کنيم . البته اگه شما بياين که ديگه دردي نمي مونه. . .که بخوايم درد دل کنيم سلام آقا جون ! دوباره اومدم تا با شما چند کلمه اي حرف بزنم . حرفايي که هميشه با يه بهونه شروع ميشه . حرفايي که فقط ميشه با شما گفت و . . . نه کس ديگه . . . آقا جون ! داشتم توي خلوت تنهايي خودم ازرواياتي که درباره شما توي کتاباي مختلف بود، مي خوندم . از آدماي بزرگي که خدمت شما رسيدن . . . . از کسايي که شما دستشون رو گرفتين . . . . از آدمايي که شما دوستشون دارين . . . . . از کارايي که شما دوست دارين ما انجام بديم و . . . . از کارايي که دوس ندارين از ما سر بزنه . . . از راه هايي که دوس دارين ما توي اون راه ها قدم برداريم و . . خلاصه . . . از هر چي که دلمو کمي به سمت شما مي چرخوند. . . . . ، داشتم مي خوندم . آقا جون ! يه لحظه با خودم گفتم : به به ، خوش به حال اونايي که با شما رفيق ميشن . . . چه دنياي قشنگي دارن . با خودم گفتم : چه داستان ها و روايت هاي جالب و قشنگي ! واقعا زيباس . آقا جون! تو همين حال و هوا بود که به ياد حرف يکي از بزرگا افتادم که مي گفت :. . . . خيلي از روايات و احاديث چراغه که بايد با اونا راه رو پيدا کرد . . به به و چه چه کردن فايده اي نداره . . . عين اينه که توي يه اتاق تاريک يه قطعه باارزشي گم بشه و برا پيدا کردنش چراغ بيارن . اما بجاي اينکه با چراغ گمشده رو پيدا کنن ، همه به به و چه چه راه بندازن که. . . چه چراغ قشنگيه ! . . . هدف از اوردن چراغ اين بود که گمشده رو پيدا کنيم نه فقط هي بگيم : چه چراغ قشنگي . . . . . . ! آقا جون ! دعامون کن که بتونيم با خوندن و شنيدن اينهمه داستان و روايت ، علاوه بر اينکه لذت مي بريم و دلمون سمت خدا و شما مي چرخه ، بتونيم راه رو پيدا کنيم . بتونيم درست رو از غلط تشخيص بديم . بتونيم بيشتر با حقايق آشنا بشيم و از همه مهمتر . . . به دونسته هامون عمل کنيم . دعامون کن که فقط به به و چه چه گو نباشيم و با چراغ پرنور روايات و احاديث راه رو پيدا کنيم . خداکنه که بتونیم با درست عمل کردنمون زمينه ظهور هر چه زودتر شما رو فراهم کنيم سلامی که با سلامای قبلی تفاوت داره . چون لحظه ها و ثانیه ها ، لحظه ها و ثانیه های متفاوتیه ! آقا جون! اجازه بدین همین ابتدای حرف زدنم بهتون تسلیت بگم. آخه میدونم شما هم عین ما عزادار شهادت جد غریبتون هستین . عزادارِ...... بابای مهربون یتیمای کوفه ! همونی که تو شبای غربت کوفه ........ کیسه نون و خرما رو دوشش می گرفت و تو کوچه های سرد و تاریک ، درِ خونه فقرا می برد . همونی که نخلستانای کوفه با مناجاتش انس گرفته بودن. آقا جون ! تو این شبای عزیز قدر ، تو این شبایی که زمین به آسمون نزدیک تره ! توی این شبای مناجات و دعا . . . . که هر کسی . . . . . ، با هر مسلکی . . . . . میاد و خونه خدا رو در میزنه! میاد و گدایی در خونه اهل بیت رو می کنه! توی این شبایی که دلای عاشقا عجیب حال و هوای نجف داره ! توی این شبایی که الغوث الغوث عاشقا رو فرشته ها تا آسمون بالا می برن! توی این شبایی که وقت قرآن به سر گرفتن ملائکه خدا ، دارن دونه های اشک آدما رو به هم نشون می دن ! توی این شبایی که همه دستا رو به آسمون بلنده و هر لبی داره امن یجیب می خونه ! همه یه درد مشترک دارن ! یه دعای مشترک . یه دعاییه که زینت همه مجالس احیاس . اول همه دعا ها و. . . . آخر همه دعاهامون ! یه دعایی که اگه اونو از خدا نخوایم ، انگار کُلِکسیون دعاهامون کامل نمیشه . اگه نخونیم حس می کنیم ، یه چیزی کمه ! حس میکنیم دلمون آروم نداره ! آره آقاجون! دعای واسه فرج شما ! اینکه ظهور شما ، نزدیک و نزدیک تر بشه ! اینکه هر چه زودتر تشریف بیارین و این فاصله بین ما و شما از بین بره ! درد دوری شما تسکین پیدا کنه ! آی که چه روزای قشنگی میشه. . . وقتی مردم ، کنار امام زمانشون احیا بگیرن . چه حالی میده جوشن کبیری که شما بخونین . چه فوق العادس دعای ابوحمزه ای که با صدای شما قرائت میشه ! چه لطفی داره قرآن به سری که « بک یا الله »شو. . . . شما بخونین ! آقا جون ! چشم انتظارتونیم ! شما رو به همین شبای عزیز خدا! دیگه پرده غیبت روکنار بزنین و مهمون دلامون بشین . امید که امسال آخرین ماه رمضونی باشه که شما ظاهراً کنارمون نیستین . به امید صبح ظهور سلام آقا جون! سلامي پر از حال و هواي مهموني بزرگ خدا. سلامي پر از نسيم معطر ماه رمضون ! آقا جون! ماه رمضون هم به نيمه رسيد . نيمي از لحظه ها ي پرواز كردن . . . نيمي از ثانيه هاي اوج گرفتن . . . نيمي از ايام مقدس نزديك شدن به خدا . . . . گذشت . آقا جون ! هر كي به اندازه معرفتش از اين سفره داره توشه بر مي داره. يكي چشم و گوش و دست و دل وزبون و كل وجودش روزس . . . يكي م فقط داره تشنگي و گرسنگي تحمل ميكنه . گفتم تشنگي . . . آقا جون ! بزارين بهونه امروز حرف زدنم با شما همين تشنگي و عطش باشه. تو اين هواي گرم شهرمون ، تحمل تشنگي خيلي مشكله . آقا جون ! ديروز خيلي خيلي تشنه م شده بود. دم دماي عصر ، واقعاً تاب و تحملمو از دست داده بودم.. . بي حوصله شده بودم . . . از فرط تشنگي نه مي تونستم بخوابم . . نه مي تونستم هيچ كار ديگه اي انجام بدم . لحظه به لحظه به ساعت نگا مي كردم . . . تا ببينم كي اذان ميشه . تو همين حال و هوا . . . . دلم هواي شما رو كرد . با خودم گفتم. . . ببين!. . . . فقط چند ساعته آب نخوردي و اينطوري عطش بيتابت كرده ! دم به دقيقه داري به ساعت نگا مي كني ! داري لحظه شماري مي كني! بي قراري ! آشفته اي ! آقا جون! اينجا بود كه يه جورايي دلم شكست .. . اشك تو چشام حلقه زده بود ..... با خودم گفتم . . . اي كاش ديدن شما هم واسم تبديل به يه جور عطش مي شد . يه جور بيتابي و بيقراري و لحظه شماري . طوري كه واسه ديدن شما ، لحظه شماري كنم . طوري كه تشنه ديدارتون بشم آقا جون . دعام كن! دعام كن كه تو اين شباي قدري كه در پيش دارم ! تو اين شباي مقدس! بتونم به خدا نزديك و نزديك تر بشم و معرفتم نسبت به خدا و شما بيشتر و بيشتر بشه . بتونم يه عاشق واقعي و يه منتظر واقعي باشم . بتونم يه منتظري باشم كه . . . . تشنه ديدار مولاشه. آقا جون! تو اين شباي قدر ما رو هم دعا كن . ابن ابی عمیر از یکی از خاندان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل کرده، کسی که این دعا را در شب اول ماه رمضان بخواند، گناهان چهل ساله اش آمرزیده میشود. در این دعا تنها سه درخواست مطرح است: درود بر محمد و آل محمد، حج خانه خدا در هر سال و بخشش گناهان. اَللّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضانَ خدایا ای پروردگار ماه رمضان الَّذی اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْنَ که در آن قرن را فرستادی وَافْتَرَضْتَ علی عِبادِکَ فیهِ الصِّیامَ بر بندگان روزه را در این ماه واجب کردی صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ لِ مُحَمَّدٍ درود فرست بر محمد و آل محمد وَارْزُقْنی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرامِ و روزیم گردان حج خانه محترم خود کعبه را فی عامی هذا وَ فی کُلِّ عامٍ در این سال و در هر سال وَاغْفِرْ لی تِلْکَ الذُّنُوبَ الْعِظامَ و بیامرز برایم این گناهان بزرگ را فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُها غَیْرُکَ که به راستی نیامرزد نها را جز تو یا رَحْمنُ یا عَلاّمُ ای بخشاینده و ای بسیار دانا



| Design By : Pichak |
Others

