|
عشق واقعی
گفتم شبي به مهدي ازتو نگاه خواهم . . . گفتا که من هم ازتو ترک گناه خواهم
|
|
|
|
||||
|
|
|||||
|
|||||
|
|
علائم ظهور |
|
|||
|
حضرت امام صادق عليه السلام به يكى از يارانش فرمود: هرگاه ديدى : حق بميرد و طرفدارنش نابود شوند. و ديدى كه : ظلم همه جا را گرفته . و ديدى كه : قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود. و ديدى كه : دين همچون ظرف تو خالى ، و بى محتوا شده است . و ديدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند. و ديدى كه : كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند. و ديدى كه : چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند. و ديدى كه : افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذيرند. و ديدى كه : شخص بدكار، دروغ گويد، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند. و ديدى بچه ها، بزرگان را تحقير كنند. و ديدى كه : قطع پيوند خويشاوندى شود. و ديدى كه : بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد. و ديدى نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى كنند. و ديدى كه : زنان با زنان ازدواج نمايند. و ديدى كه : مداحى دروغين از اشخاص ، زياد شود. و ديدى كه : انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود. و ديدى كه : افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤمنين ، به خدا پناه مى برند. و ديدى كه : همسايه به همسايه خود اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود. و ديدى كه : كافر به خاطر سختى مؤمن ، شاد است . و ديدى كه : شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداوند متعال نمى ترسند. 21. و ديدى : كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذليل است. 22. و ديدى آدم بدكار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است . 23. و ديدى راه نيك بسته و راه بد باز است . 24. و ديدى خانه كعبه تعطيل شده ، و به تعطيلى آن استوار داده مى شود. 25. و ديدى كه : انسان به زبان مى گويد ولى عمل نمى كند. 26. و ديدى كه : مردان از مردان و زنان از زنان لذت مى برند، (يا مردان خود را براى مردان ، و زنان خود را زنان فربه مى كنند( 27. و ديدى كه : زندگى مرد از راه لواط و زندگى زن از راه زنا تاءمين مى شود. 28. و ديدى كه : زنان همچون مردان براى خود مجالس (نامشروع ) تشكيل مى دهند. 29. و ديدى كه : زن براى زنا با مردان، با شوهر خود همكارى كمك مى كنند. 30. و ديدى كه : بيشترين مردم و بهترين خانه ها كه زنان را بر بدكارى كمك مى كنند. 31. و ديدى كه : مؤمن ، خوار و ذليل شمرده شود. 32. و ديدى كه : بدعت و زنا آشكار شود. 33. و ديدى مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند. 34. و ديدى كه : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد. 35. و ديدى كه : دين براساس ميل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطيل گردد. 36. و ديدى كه : جرئت بر گناه آشكار شود، و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد. 37. و ديدى مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش . 38. و ديدى كه : ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد. 39. و ديدى كه : سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند. 40. و ديدى كه : واليان در قضاوت رشوه بگيرند. 41. و ديدى كه : پستهاى مهم واليان براساس مزايده است نه براساس شايستگى . 42. و ديدى كه : مردم را از روى تهمت و يا سوءظن بكشند. 43. و ديدى كه : مرد بخاطر همبسترى با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد. 44. و ديدى كه : مرد از بدكارگى همسرش نان مى خورد. 45. و ديدى كه : زن بر شوهر نيست انجام مى دهد، و به شوهرش خرجى مى دهد. 46. و ديدى كه : مرد همسر و كنيزش را كرايه مى دهد و به غذاى پست (كه از اين راه بدست مى آورد) خشنود است . 47. و ديدى كه : سوگندهاى دروغ به خدا بسيار گردد. 48. و ديدى كه : آشكارا قمار بازى مى شود. 49. و ديدى كه : مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خريد و فروش مى شود. 50. و ديدى كه : زنان مسلمان خود را به كافر مى بخشند 51. و ديدى كه : كارهاى زشت آشكار شده و هر كس از كنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود. 52. و ديدى كه : مردم محترم، توسط كسى كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند. 53. و ديدى كه : نزديكترين مردم به فرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت عليهم السلام ستايش شوند. 54. و ديدى كه : هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش را قبول نمی کنند. 55. و ديدى كه : در گفتن سخن باطل و دروغ، با همديگر رقابت كنند. 56. و ديدى كه : شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است . 57. و ديدى كه : همسايه از ترس زبان بد همسايه، او را احترام مى كند. 58. و ديدى كه : حدود الهى تعطيل شود و طبق هوى و هوس عمل شود. 59. و ديدى كه : مسجدها طلاكارى (زينت داده ( شود. 60. و ديدى كه : راستگوترين مردم نزد آنها مفتريان دروغگو است . 61. و ديدى كه : بدكارى آشكار شده و براى سخن چينى كوشش مى شود. 62. و ديدى كه : ستم و تجاوز شايع شده . 63. و ديدى كه : غيبت، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض ديگر را به آن بشارت دهند. 64. و ديدى كه : حج و جهاد براى خدا نيست . 65. و ديدى كه : سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند. 66. و ديدى كه : خرابى بيشتر از آبادى است . 67. و ديدى كه : معاش انسان از كم فروشى بدست مى آيد. 68. و ديدى كه : خونريزى آسان گردد. 69. و ديدى كه : مرد بخاطر دنيايش رياست مى كند. 70. و ديدى كه : نماز را سبك شمارند. 71. و ديدى كه : انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است . 72. و ديدى كه : قبر مرده ها را بشكافند و آنها را اذيت كنند. 73. و ديدى كه : هرج و مرج بسيار است . 74. و ديدى كه : مرد روز خود را مستى به شب مى رساند و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميتى به برنامه مردم ندهد. 75. و ديدى كه : با حيوانات آميزش مى شود. 76. و ديدى كه : مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى برمى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزديده اند. و شاید منظور، کفش نمازگزاران باشد) 77. و ديدى كه : حيوانات همديگر را بدرند. 78. و ديدى كه : دلهاى مردم، سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است . 79. و ديدى كه : بر سر كسبهاى حرام آشكارا، رقابت كنند. 80. و ديدى كه : نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند. 81. و ديدى كه : فقيه براى دين، فقه نمى آموزد و طالب حرام، ستايش و احترام مى گردد. 82. و ديدى كه : مردم در اطراف قدرتمندانند. 83. و ديدى كه : طالب حلال، مذمت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد. 84. و ديدى كه : در مكه و مدينه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند، و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود. 85. و ديدى كه : آلات موسيقى و لهو در مدينه و مكه آشكار گردد. - و ديدى كه : مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهى از منكر كند ولى ديگران او را از اين كار بر حذر مى دارند. 87- و ديدى كه : مردم به همديگر نگاه مى كنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پيروى نمايند. 87- و ديدى كه : راه نيك خالى و راه رونده ندارد. 88- و ديدى كه : مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگين نشود. 89- و ديدى كه : سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود. 90- و ديدى كه : مردم و جمعيتها جز از سرمايه داران پيروى نكنند. 91- و ديدى كه : به فقير چيزى دهند كه برايش بخندند ولى در راه غير خدا ترحم كنند. 92- و ديدى كه : علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود. 93- و ديدى كه : مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا مى آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند. 94- و ديدى كه : انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد. 95- و ديدى كه : عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند. 96- و ديدى كه : زنها بر مسند حكومت بنشينند، و هيچ كارى جز خواسته آنها پيش نرود. 97- و ديدى كه : پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد. 98- و دیدى كه : اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم فروشى، و زشتى انجام نداده، ناراحت است . 99- و ديدى كه : قدرتمندان ، غذاى عمومى مردم را احتكار كنند. 100- و ديدى كه : اموال حق خويشان پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم (خمس) در راه باطل تقسيم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارى شود. 101- و ديدى كه : به وسيله شراب، بيمار را مداوا كنند، و براى بهبودى بيمار آن را تجويز نمايند. 102- و ديدى كه : مردم در مورد امر به معروف و نهى از منكر و ترك دين بى تفاوت و يكسانند. 103- و ديدى كه : سر و صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است . 104- و ديدى كه : براى اذان و نماز مزد مى گيرند. 105- و ديدى كه : مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند. 106- و ديدى كه : شرابخوار مست، پيش نماز مردم شود. 107- و ديدى كه : خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند. 108- و ديدى كه : قاضيان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند. 109- و ديدى كه : استانداران از روى طمع، خائنان را امين خود قرار دهند. 110- و ديدى كه : فرمانروايان، ميراث (مستضعفان) را در اختيار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند. 111- و ديدى كه : بر روى منبرها از پرهيزكارى سخن مى گويند ولى گويندگان آن پرهيزكار نيستند. 112- و ديدى كه : صدقه را با وساطت ديگران بدون رضاى خدا و بخاطر درخواست مردم بدهند. 113- وقتى كه ديدى : وقت (اول) نمازها را سبك بشمارند. 114- و ديدى كه : هم و هدف مردم، شكم و شهوتشان است . 115- و ديدى كه : دنيا به آنها روى كرده . 116- و ديدى كه : نشانه هاى برجسته حق، ويران شده است. |
|||||
|
|||||