|
عشق واقعی
گفتم شبي به مهدي ازتو نگاه خواهم . . . گفتا که من هم ازتو ترک گناه خواهم
|
|
|
نقش انتظار در زندگي منتظر |
|
|||
|
چشم به راهان سپيده با آن " خورشيد پنهان" انس و الفت دارند و او را هر چند غايب است، " حاضرترين حاضران" مي بينند و " حضور غايبانه" او را روشنايي راه خويش مي سازند. اينگونه است كه منتظران، از وجود آن" آفتاب پشت ابر" بهره مي برند و چنين جرعه نوش باده شوقند و سرمست از صهباي عشق! اميد به آمدنش، انگيزه آفرين تلاش و حركت است و بر ديدگان مشتاق دلدادگان او، "سرمه انتظار!" اينان، پاي بندي به رضاي مولا را، كه در سايه تقوا و پرواست، تمريني براي اطاعت عصر حضور قرار مي دهند و آنگونه كه امام صادق عليه السلام فرمود منتظران ظهور در عصرغيبت اند و گوش به فرمان او در هنگام حضور:" طوبي لشيعة قائمنا، المنتظرين لظهوره في غيبته و المطيعين له في ظهوره..." (1) بذر انتظار، زندگي منتظران را بارور مي سازد و به زندگي ها شور و اميد مي بخشد، تا در ساختن فردايي روشن و سعادت بخش، سهيم و شريك باشد. تلاش و تحرك، ثمره بذر مقدس انتظار است. آنان كه ديده اميدوار خود را به روزي دوخته اند كه با آمدن مهدي" عجل الله تعالي فرجه الشريف" سايه عدالت جهاني همه جا و همه كس را فراگيرد، اگر از پيشگامان اين عدالتخواهي و عدل گستري نباشند، به آن اميد و اين اميدواري بايد به ديده ترديد نگريست. بايد پرسيد، در خودمان و جامعه مان و محيط زندگي مان، چه تمهيدات و زمينه هايي را براي تحقق اين آرمان گوهرين فراهم ساخته ايم؟ آن امام موعود براي عدل گستري جهاني، نيرو و ياور مي خواهد، افسر و سرباز مي طلبد، پذيرش و اطاعت و فداكاري و جانبازي لازم است. آناني منتظران واقعي اند كه مشتاقند هستي خود را فداي اهداف الهي مهدي"عجل الله تعالي فرجه الشريف" كنند. امروز، نيروهاي خالص، مطيع، پا به ركاب و جان بر كف كجايند و در چه شرايطي به سر مي برند؟ انتظار بدون خودسازي و تعهد و تقوا و شهادت طلبي امت منتظر بي معناست. دين باوران آماده جهاد، شايسته اين وصف اند و منتظر تحقق وعده الهي! اگر مهدي زهرا" عجل الله تعالي فرجه الشريف" باز گردد. جهان آيينه اعجاز گردد سرم را پيش پايش مي گذارم كه با خاك رهش دمساز گردد اينكه فرموده اند، فرج شما در " انتظار فرج" است، اشاره به اين تحول كيفي در رفتار و آمادگي و تلاشگري منتظران هم دارد و چنين است نقش انتظار، در زندگي منتظران!
|
|||||
|
|||||
|
|
نظرات عالمان اهل سنت در مورد امام زمان (عج) |
|
|||
|
امام زمان بحثي است كه درهمه اديان و مذاهب مطرح است. و همگي منتظر يك منجي هستند البته برخي تصور مي كنند كه در اسلام فقط شيعه است كه اين گونه به امام مهدي عليه السلام اعتقاد دارند . حال اينكه اهل تسنن نيز به وجود امام زمان(عج) معتقدند . حال نظرات برخي از علماي آنها را بيان مي نماييم. 1- ابن حَجَر هَيتَمي شافعي: ابوالقاسم، محمد، الحجة، او پس از درگذشت پدرش پنج ساله بود. خداوند در همين سن، به او " حكمت ربّاني" را عطا كرد. او را " قائم منتظر" گويند. اخبار متواتِرَه رسيده است كه مهدي (ع ) از اين امت است. و عيسي (ع) از آسمان فرود خواهد آمد، و پشت سر مهدي (ع ) نماز خواهد خواند. (1) 2- عمادالدين ابن كُثَير دمشقي: مقصود از پرچمهاي سياه( كه در روايات مهدي (ع ) ذكر شده است) ، پرچمهاي سياهي نيست كه ابومسلم خراساني برافراشت، و دولت بني اميه را ساقط كرد، بلكه مقصود، پرچمهاي سياهي است كه ياران مهدي (ع ) خواهند آورد. (2) 3- ابن ابي الحديد مدائني: ميان همه فِرَقِ مسلمين اتفاق قطعي است، كه عمردنيا، و احكام و تكاليف پايان نمي پذيرد، مگر پس از ظهور مهدي. (3) 4- صدر الدين قونيوي: پس از مرگ من، آنچه از كتابهايم كه درباره طب و حكمت است، و همچنين كتابهاي فلسفه و فلاسفه، همه را بفروشيد، و پول آن را به فقرا صدقه بدهيد. و كتابهاي تفسير و حديث و تصوف را در كتابخانه نگاه داريد. در شب اول مرگ من، هفتاد هزار بار كلمه توحيد( لا اله الا الله ) را بخوانيد، و سلام مرا به مهدي (ع) برسانيد. (4) 5- محمد بن بدرالدين رومي: خداوند، به وسيله حضرت محمد(ص) نبوت تشريعي را ختم كرد، و ديگر تا روز قيامت پيامبري نخواهد آمد. همچنين خدا، به وسيله فرزند صالح پيامبر،همو كه داراي نام پيامبر(محمد) و كينه پيامبر( ابوالقاسم) است، ولايت تامه، و امامت عامه را ختم خواهد كرد. و اين ولي، همان كس است كه مژده داده اند كه زمين را چنانكه از جور و ستم لبريز شده باشد، از عدل و داد لبريز بسازد. و ظهور او به ناگهان اتفاق بيفتد. خداوندا! اين همه پريشاني و گرفتاري را، از اين امت، به بركت ظهور و حضور او، برطرف فرما! اِنَّهُم يرَونَهُ بَعيداً وَ نَراهُ قَريباً . كساني ظهور او را بعيد و ناشدني مي پندارند و ما آن را شدني و نزديك مي دانيم. (5) 6- جلال الدين سيوطي: احمد حَنبَل، و ابوعيسي تِرمِذي، و حافظ سليمان بن احمد طَبَراني، همه ، با اسنادي كه خود دارند، روايت كرده اند از عبدالله حرث زَبيدي، از پيامبراكرم(ص) كه فرمود:" مردمان از مشرق زمين ( ايران) خروج كنند، و مقدمات حكومت مهدي را فراهم سازند". اين مردم، همان كسانند كه با پرچمهاي سياه، از ايران ، بيرون خواهند آمد، و در حديث ذكر شده اند و اينها هستند كه پيامبر(ص) امر كرده است همه مردم را كه با امير آنان، يعني: مهدي عليه السلام بيعت كنند.(6) 7- شيخ عبدالحق دهلوي: احاديث بسياري كه به حد تواتر رسيده است وارد شده، كه مهدي (ع ) از اهل بيت پيامبر(ص ) است و از اولاد فاطمه (س) است .(7) 8- شيخ ابوالعرفان صَبّان : اخبار و احاديث، از پيامبر (ص)، به حد تواتر نقل شده است كه مهدي ظهور خواهد كرد. او از اهل بيت پيامبر( ص) است. او زمين را از عدل و داد پر خواهد كرد. (8) 9- ابوالفوز محمد امين بغدادي: آنچه مورد اتفاق نظرعلماء است، اين است كه مهدي (ع ) قائم آخرالزمان است. و او زمين را از عدل و داد مي آكند. احاديث درباره مهدي (ع ) و ظهور او بسيار است.(9) 10- شيخ منصور علي ناصيف: باب هفتم، درباره خليفه مهدي- رضي الله عنه- در ميان علماي سلف و خلف مشهور است، كه در آخرالزمان، به - حتم و يقين- مردي از اهل بيت پيامبر( ص ) ، كه نام او مهدي است، ظهور خواهد كرد. او بر همه كشورهاي اسلامي استيلا خواهد يافت. مسلمانان همه پيرو او خواهند شد. او به عدالت رفتار مي كند، و دين را قوت مي بخشد. آنگاه دَجّال پيدا مي شود. عيسي مسيح (ع ) از آسمان فرود مي آيد و دجال را مي كشد، يا با مهدي در كشتن دجال همكاري مي كند. سخنان و احاديث پيامبر (ص) درباره مهدي را، جماعتي از نيكان اصحاب پيامبر، نقل كرده اند و آن احاديث را بزرگان محدثين، در كتابهاي خود، با اسناد و مدارك، گرد آورده اند. محدثان بزرگي مانند ابوداود، و ترمذي ، و ابن ماجَه، و طَبَراني و ابويعلي، و بَزّار و امام احمد حَنبَل و حاكم نيشابوري - رَضي اللهُ عَنهُم اَجمَعين- جزء ناقلان احاديث مهدي هستند... اين است عقيده اهل سنت، از سلف تا خلف.(10) 11- شيخ محمد عبده: خاص و عام مي دانند، كه در اخبار و احاديث، ضمن شمردن علائم قيام قيامت، آمده است كه مردي از اهل بيت پيامبر(ص) خروج مي كند، كه نام او مهدي(ع) است. او زمين را، پس از آنكه از جور و بيداد آكنده باشد، از عدل و داد آكنده مي سازد . در آخر ايام او، عيساي مريم(ع) از آسمان فرود مي آيد ، جِزيه را برمي دارد، صليب را مي شكند، و دجّال را مي كشد. (11) 12- احمد امين مصري: اهل سنت نيز، به مهدي (ع ) و مسئله مهدي يقيناً ايمان دارند. (12) پي نوشتها: 1- المهدي الموعود، ج1، ص 200. 2- همان، ج 2، ص 72. 3- شرح نهج البلاغه، ج 2، ص535. 4- الامام الثاني عشر، ص 78، پانوشت. 5- طرازُ البُردَة، شرح قصيده برده بوصيري، از كتاب " الامام الثاني عشر"، ص 77، پانوشت. 6- " العرف الوردي"، از " المهدي الموعود..." ، ج 2، ص 72. 7- " اللمعات"، نقل از: " منتخب الاثر"، ص 3، از حاشيه " صخيح ترمذي"، ج 2، ص 46، چاپ دهلي ( 1342 ه.ق) 8- " اسعاف الراغبين"، ج 2، ص 140، چاپ مصر(1312 ه.ق) . 9- " سبائك الذهب في معرفة قبائل العرب" ، ص 78. 10- غاية المامول، ج 5، صص 632 و 381. 11- تفسير " المنار"، ج6، ص 57. 12- " المهدي المنتظر و العقل"، تاليف شيخ محمد جواد مغنيه لبناني ، ص59.
|
|||||
|
|||||
|
|
به ما نگفتند |
|
|||
|
راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه راست را به ما نگفتند. گفتند: تو كه بيايى خون به پا مى كنى، جوى خون به راه مى اندازى و از كشته پشته مى سازى و ما را از ظهور تو ترساندند. درست مثل اينكه حادثهاى به شيرينى تولد را كتمان كنند و تنها از درد زادن بگويند. ما از همان كودكى، تو را دوست داشتيم . با همه فطرتمان به تو عشق مىورزيديم و با همه وجودمان بى تاب آمدنت بوديم. عشق تو با سرشت ما عجين شده بود و آمدنت ، طبيعىترين و شيرين ترين نيازمان بود. اما ... اما كسى به ما نگفت كه چه گلستانى مى شود جهان ، وقتى كه تو بيايى. همه، پيش از آنكه نگاه مهرگستر و دستهاىعاطفه تو را توصيف كنند، شمشير تو را نشانمان دادند. آرى ، براى اينكه گلها و نهالها رشد كنند، بايد علفهاى هرز را وجين كرد و اين جز با داسى برنده و سهمگين ، ممكن نيست. آرى ، براى اينكه مظلومان تاريخ ، نفسى به راحتى بكشند، بايد پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاك ماليد و نسلشان را از روى زمين برچيد. آرى ، براى اينكه عدالت بر كرسى بنشيند، بايد سرير ستم آلوده سلطنت را واژگون كرد و به دست نابودى سپرد. و اينها همه ، همان معجزهاى است كه تنها از دست تو برمىآيد و تنها با دست تو محقق مىشود. اما مگر نه اينكه اينها همه مقدمه است براى رسيدن به بهشتى كه تو بانى آنى . آن بهشت را كسى براى ما ترسيم نكرد. كسى به ما نگفت كه آن ساحل اميد كه در پس اين درياى خون نشسته است، چگونه ساحلى است؟! كسى به ما نگفت كه وقتى تو بيايى: پرندگان در آشيانههاى خود جشن مى گيرند و ماهيان درياها شادمان مىشوند و چشمه ساران مى جوشند و زمين چندين برابر محصول خويش را عرضه مىكند. (1) به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى: دلهاى بندگان را آكنده از عبادت و اطاعت مى كنى و عدالت بر همه جا دامن مى گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ريشه كن مىكند و خوى ستمگرى و درندگى را محو مىسازد و طوق ذلت بردگى را از گردن خلايق برمى دارد. (2) به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى: ساكنان زمين و آسمان به تو عشق مى ورزند، آسمان بارانش را فرو مى فرستد، زمين ، گياهان خود را مىروياند... و زندگان آرزو مىكنند كه كاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقيقى را مىديدند و مىديدند كه خداوند چگونه بركاتش را بر اهل زمين فرو مىفرستد. (3) به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى: همه امتبه آغوش تو پناه مىآورند همانند زنبوران عسل به ملكه خويش. و تو عدالت را آنچنانكه بايد و شايد در پهنه جهان مى گسترى و خفتهاى را بيدار نمى كنى وخونى را نمى ريزى. (4) به ما نگفته بودند كه وقتى تو بيايى: رفاه و آسايشى مىآيد كه نظير آن پيش از اين ، نيامده است. مال و ثروت آنچنان وفور مىيابد كه هر كه نزد تو بيايد فوق تصورش ، دريافت مىكند. (5) به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى: اموال را چون سيل، جارى مىكنى ، و بخشش هاى كلان خويش را هرگز شماره نمى كنى. (6) به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى: هيچ كس فقير نمىماند و مردم براى صدقه دادن به دنبال نيازمند مى گردند و پيدا نمى كنند. مال را به هر كه عرضه مى كنند، مى گويد: بىنيازم. (7) اى محبوب ازلى و اى معشوق آسمانى! ما بىآنكه مختصات آن بهشت موعود را بدانيم و مدينه فاضله حضور تو را بشناسيم ، تو را دوست مىداشتيم و به تو عشق مىورزيديم. كه عشق تو با سرشتها عجين شده بود و آمدنت طبيعى ترين و شيرين ترين نيازمان بود. ظهور تو بى ترديد بزرگترين جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خير خواهد كرد. كلك مشاطه صنعش نكشد نقش مراد هركه اقرار بدين حسن خداداد نكرد پىنوشتها: 1. پيامبر اكرم صلىالله عليه و آله و سلم:فعند ذلك تفرحالطيور فى اوكارها و الحيتان فى بحارها و تفيضالعيون و تنبتالارض ضعف اكلها: ينابيع المودة، ج 2، ص136. 2. پيامبر اكرم صلىالله عليه و آله و سلم: يفرجالله بالمهدى عنالامه، بملا قلوبالعباد عبادة و يسعهمعدله، به يمحقالله الكذب و يذهبالزمان الكلب و يخرج ذلالرق من اعناقكم: بحارالانوار، ج51، ص 75. 3. پيامبر اكرم صلىاللهعليه و آله و سلم: يحبه ساكنالارض و ساكن السماء و ترسل السماء فطرها و تخرج الارض نباتها. لاتمسك منه شيئا، يعيش فيهم سبع سنيناو ثمانيااو تسعا. يتمنىالاحياءالاموات ليروالعدل والطمانينه و ماصنعالله باهلالارض من خيره: بحارالانوار، ج 51، ص 104. 4. پيامبر اكرم صلىالله عليه و آله و سلم: ياوى الىالمهدى امته كمال تاوى النحل الى يعسوبها و يسيطرالعدل حتى يكونالناس على مثل امرهمالاول . لايوقظ نائما و لا يهريق دما: منتخبالاثر، ص 478. 5. پيامبر اكرم صلىالله عليه وآله وسلم: تنعم امتى فى دنياه نعيما لم تنعم مثله قط. البر منهم والفاجر والمال كدوس ياتيهالرجل فيحثوله: البيان ، ص173. 6. پيامبر اكرم صلىاللهعليه وآله وسلم: يفيضالمال فيضا و يحثوالمال حثوا و لايعده عدا:صحيح مسلم، ج 8، ص 185. 7. پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم: يفيض فيهم المال حتى يهم الرجل بماله من يقبله منه حتى يتصدق فيقولالذى يعرضه عليه: لا ارب لى به: مسنداحمد ، ج 2، ص 530.
|
|||||
|
|||||
|
|
از عشق تا شعار |
|
|||
|
بين كسانى كه به راستى، حقيقتى را باور دارند و آنان كه مدعى باور داشتن چيزى هستند تفاوت از زمين تا آسمان است. مانند تفاوت عشق تا شعار.
|
|||||
|
|||||
|
|
مبادا خفته باشيد... |
|
|||
|
انتظار ظهور مهدى موعود از حساسترين و تاريخسازترين فرازهاى عقيدتى اسلامى است كه عمرى به درازاى عمر اسلام دارد. پيامبر اكرم (ص) و خاندان پاكش، همواره مردم را به اين »چشم به راهى« خواندهاند. در ميان آثار فرقهها و گروههاى مسلمان نيز، از اين آرمان، نشانههاى بسيار به چشم مىآيد؛ تنها كافى است بدانيم كه پس از يك پژوهش كوتاه در اين زمينه نام بيش از پانصد كتاب، از دانشوران مسلمان به دست آمده كه به يقين با تحقيقات عميقتر اين رقم از هزار تجاوز خواهد نمود.
|
|||||
|
|||||
|
|
سیمای حضرت مهدی (ع) درکلام نبوی (ص) |
|
|||
|
پيامبر اعظم(ص) اسلام مجموعة تكامليافتة فضائل همة انبياء و اولياي الهي در طول تاريخ و درخشانترين كهكشان عالم وجود است كه هزاران منظومه و خورشيد درخشان فضيلت و كرامت را در خود جاي داده است، علم توأم با اخلاق، حكومت همراه با حكمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتني، روزآمدي توأم با دورانديشي و صداقت با مردم در عين پيچيدگيهاي سياسي از ويژگيهاي بارز پيامبر اكرم(ص) است.1
آن هنگام كه پيامبر(ص) مريض بود، بر
همچنين در زبان ادعيه و زيارت معروفي كه از جانشينان پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) به دست ما رسيده است از حضرت مهدي(ع) با اين القاب و صفات ياد ميشود:
اي حجت خدا و ذخيرة الهي و اي باقيماندة امامان پاك.14 اي سرچشمة فرمانهاي الهي،15 صاحب ديانت الهي و برپادارندة دين براساس عدالت16 و اي پايه و اساس اسلام.17اي فروغبخش ظلمت و تاريكي و اي بينا كنندة نابينايان18، خورشيد فروزان در تاريكيها، اي خورشيد خورشيدها19، دارندة روشنايي و نور20، اي چراغ شبهاي تار21. اي ظهور حق، دولت حق و اي امام حق22 تو خود عين حقي، حق با توست و در تو، از توست و به سوي تو. و از جانب توست.23تو كه منبع و مخزن هر علمي24، صندق سر الهي و معدن علوم پيامبري25 سخنت و كلامت راست و صادق و براساس علم و حكمت است.26تو كه كشتي نجات27 و نجاتيافتة به فرمان خدايي.28 تو كه با همه، حاضر در شهر و مكانها، و حتي حاضر در افكار منتظراني.29 تو كه از بين مردم عبور ميكني و در بازارهاي مردم راه ميروي و بر فرششان قدم ميگذاري ولي مردم تو را نميشناسند.30 و تويي كه نابودكنندة متكبران سركش، و به هلاكت رسانندة فاسقان و عصيانگران و ستمگراني31 و درهم شكنندة قدرت و عظمت متجاوزان و ستمكاران.32 پي نوشتها: 1. رهبر معظم انقلاب اسلامي، سخنراني در حرم مطهر رضوي(ع). 2. ر.ك:صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر. 3. صافي گلپايگاني، همان، ج1. 4. همان. 5. كشف الغمه، ج 3، ص 261. صافي گلپايگاني، منتخبالاثر، ص 154. 6 . حر عاملي، اثباتالهداة ، ج 3، ص 606. صافي گلپايگاني، همان، ص182. 7 . مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 75. حليةالابرار، ج 2، ص 694. 8 . كنزالعمال، ج 14، ص 269. 9 . عقدالدّرر، ص 31؛ كنزالعمال، ج 14، ص 273. 10 . برهانالمتّقي، ص 98؛ كنزالعمال، ج 14، ص 585. 11 . كنزالعمال، ج 14، ص 264؛ ينابيعالمودة، ص 188. 12 . عقدالدّرر، ص 39. 13. ينابيعالمودة، ص 223؛ مجلسي، همان، ج 36، ص 307. 14. قمي، مفاتيحالجنان، دعاي ندبه. 15. زيارت حضرت صاحب الامر(ع) در سرداب مقدس. 16. زيارت آل ياسين(ع). 17. زيارت حضرت صاحب الامر(ع) در سرداب مقدس. 18. دعاي پس از زيارت آل ياسين(ع). 19. قمي، همان، زيارت صاحبالزمان(ع). 20. زيارت حضرت صاحب الامر(ع) در سرداب مقدس. 21. قمي، همان، دعاي امام كاظم(ع) پس از نماز عصر. 22. كليني، اصول كافي، ج2، ص163. 23. قمي، همان، زيارت جامعة كبيره. 24. قمي، همان، زيارت صاحبالامر(ع). ص868. 25. قمي، همان، زيارت صاحبالامر(ع). ص868. 26. دعاي پس از زيارت آلياسين. 27. زيارت امام زمان(ع) در روز جمعه. 28. زيارت حضرت صاحبالامر(ع). 29. قيومي، جواد، صحيفةالمهدي، دعاي عبرات، ص150. 30. مجلسي، همان. ج52. ص154. 31. قمي، همان، دعاي ندبه. 32. همان. ![]() |
|||||
|
|||||