تبليغاتX
عشق واقعی
عشق واقعی
گفتم شبي به مهدي ازتو نگاه خواهم . . . گفتا که من هم ازتو ترک گناه خواهم
نقش انتظار در زندگي منتظر

چشم به راهان سپيده با آن " خورشيد پنهان" انس و الفت دارند و او را هر چند غايب است، " حاضرترين حاضران" مي بينند و " حضور غايبانه" او را روشنايي راه خويش مي سازند.

اينگونه است كه منتظران، از وجود آن" آفتاب پشت ابر" بهره مي برند و چنين جرعه نوش باده شوقند و سرمست از صهباي عشق!

اميد به آمدنش، انگيزه آفرين تلاش و حركت است و بر ديدگان مشتاق دلدادگان او، "سرمه انتظار!"

اينان، پاي بندي به رضاي مولا را، كه در سايه تقوا و پرواست، تمريني براي اطاعت عصر حضور قرار مي دهند و آنگونه كه امام صادق عليه السلام فرمود منتظران ظهور در عصرغيبت اند و گوش به فرمان او در هنگام حضور:" طوبي لشيعة قائمنا، المنتظرين لظهوره في غيبته و المطيعين له في ظهوره..." (1)

بذر انتظار، زندگي منتظران را بارور مي سازد و به زندگي ها شور و اميد مي بخشد، تا در ساختن فردايي روشن و سعادت بخش، سهيم و شريك باشد.

تلاش و تحرك، ثمره بذر مقدس انتظار است.

آنان كه ديده اميدوار خود را به روزي دوخته اند كه با آمدن مهدي" عجل الله تعالي فرجه الشريف" سايه عدالت جهاني همه جا و همه كس را فراگيرد، اگر از پيشگامان اين عدالتخواهي و عدل گستري نباشند، به آن اميد و اين اميدواري بايد به ديده ترديد نگريست.

بايد پرسيد، در خودمان و جامعه مان و محيط زندگي مان، چه تمهيدات و زمينه هايي را براي تحقق اين آرمان گوهرين فراهم ساخته ايم؟

آن امام موعود براي عدل گستري جهاني، نيرو و ياور مي خواهد، افسر و سرباز مي طلبد، پذيرش و اطاعت و فداكاري و جانبازي لازم است.

آناني منتظران واقعي اند كه مشتاقند هستي خود را فداي اهداف الهي مهدي"عجل الله تعالي فرجه الشريف" كنند.

امروز، نيروهاي خالص، مطيع، پا به ركاب و جان بر كف كجايند و در چه شرايطي به سر مي برند؟

انتظار بدون خودسازي و تعهد و تقوا و شهادت طلبي امت منتظر بي معناست.

دين باوران آماده جهاد، شايسته اين وصف اند و منتظر تحقق وعده الهي!

اگر مهدي زهرا" عجل الله تعالي فرجه الشريف" باز گردد.

جهان آيينه اعجاز گردد

سرم را پيش پايش مي گذارم

كه با خاك رهش دمساز گردد

اينكه فرموده اند، فرج شما در " انتظار فرج" است، اشاره به اين تحول كيفي در رفتار و آمادگي و تلاشگري منتظران هم دارد و چنين است نقش انتظار، در زندگي منتظران!

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/05ساعت 7:4  توسط منتظر آقا  | 

نظرات عالمان اهل سنت در مورد امام زمان (عج)

امام زمان بحثي است كه درهمه اديان و مذاهب مطرح است. و همگي منتظر يك منجي هستند البته برخي تصور مي كنند كه در اسلام فقط شيعه است كه اين گونه به امام مهدي عليه السلام اعتقاد دارند . حال اينكه اهل تسنن نيز به وجود امام زمان(عج) معتقدند . حال نظرات برخي از علماي آنها را بيان مي نماييم.

1- ابن حَجَر هَيتَمي شافعي:

ابوالقاسم، محمد، الحجة، او پس از درگذشت پدرش پنج ساله بود. خداوند در همين سن، به او " حكمت ربّاني" را عطا كرد. او را " قائم منتظر" گويند. اخبار متواتِرَه رسيده است كه مهدي (ع ) از اين امت است. و عيسي (ع) از آسمان فرود خواهد آمد، و پشت سر مهدي (ع ) نماز خواهد خواند. (1)

2- عمادالدين ابن كُثَير دمشقي:

مقصود از پرچمهاي سياه( كه در روايات مهدي (ع ) ذكر شده است) ، پرچمهاي سياهي نيست كه ابومسلم خراساني برافراشت، و دولت بني اميه را ساقط كرد، بلكه مقصود، پرچمهاي سياهي است كه ياران مهدي (ع ) خواهند آورد. (2)

3- ابن ابي الحديد مدائني:

ميان همه فِرَقِ مسلمين اتفاق قطعي است، كه عمردنيا، و احكام و تكاليف پايان نمي پذيرد، مگر پس از ظهور مهدي. (3)

4- صدر الدين قونيوي:

پس از مرگ من، آنچه از كتابهايم كه درباره طب و حكمت است، و همچنين كتابهاي فلسفه و فلاسفه، همه را بفروشيد، و پول آن را به فقرا صدقه بدهيد. و كتابهاي تفسير و حديث و تصوف را در كتابخانه نگاه داريد. در شب اول مرگ من، هفتاد هزار بار كلمه توحيد( لا اله الا الله ) را بخوانيد، و سلام مرا به مهدي (ع) برسانيد. (4)

5- محمد بن بدرالدين رومي:

خداوند، به وسيله حضرت محمد(ص) نبوت تشريعي را ختم كرد، و ديگر تا روز قيامت پيامبري نخواهد آمد. همچنين خدا، به وسيله فرزند صالح پيامبر،همو كه داراي نام پيامبر(محمد) و كينه پيامبر( ابوالقاسم) است، ولايت تامه، و امامت عامه را ختم خواهد كرد. و اين ولي، همان كس است كه مژده داده اند كه زمين را چنانكه از جور و ستم لبريز شده باشد، از عدل و داد لبريز بسازد. و ظهور او به ناگهان اتفاق بيفتد.

خداوندا! اين همه پريشاني و گرفتاري را، از اين امت، به بركت ظهور و حضور او، برطرف فرما! اِنَّهُم يرَونَهُ بَعيداً وَ نَراهُ قَريباً . كساني ظهور او را بعيد و ناشدني مي پندارند و ما آن را شدني و نزديك مي دانيم. (5)

6- جلال الدين سيوطي:

احمد حَنبَل، و ابوعيسي تِرمِذي، و حافظ سليمان بن احمد طَبَراني، همه ، با اسنادي كه خود دارند، روايت كرده اند از عبدالله حرث زَبيدي، از پيامبراكرم(ص) كه فرمود:" مردمان از مشرق زمين ( ايران) خروج كنند، و مقدمات حكومت مهدي را فراهم سازند". اين مردم، همان كسانند كه با پرچمهاي سياه، از ايران ، بيرون خواهند آمد، و در حديث ذكر شده اند و اينها هستند كه پيامبر(ص) امر كرده است همه مردم را كه با امير آنان، يعني: مهدي عليه السلام بيعت كنند.(6)

7- شيخ عبدالحق دهلوي:

احاديث بسياري كه به حد تواتر رسيده است وارد شده، كه مهدي (ع ) از اهل بيت پيامبر(ص ) است و از اولاد فاطمه (س) است .(7)

8- شيخ ابوالعرفان صَبّان :

اخبار و احاديث، از پيامبر (ص)، به حد تواتر نقل شده است كه مهدي ظهور خواهد كرد. او از اهل بيت پيامبر( ص)  است. او زمين را از عدل و داد پر خواهد كرد. (8)

9- ابوالفوز محمد امين بغدادي:

آنچه مورد اتفاق نظرعلماء است، اين است كه مهدي (ع ) قائم آخرالزمان است. و او زمين را از عدل و داد مي آكند. احاديث درباره مهدي (ع ) و ظهور او بسيار است.(9)

10- شيخ منصور علي ناصيف:

باب هفتم، درباره خليفه مهدي- رضي الله عنه- در ميان علماي سلف و خلف مشهور است، كه در آخرالزمان، به - حتم و يقين- مردي از اهل بيت پيامبر( ص ) ، كه نام او مهدي است، ظهور خواهد كرد. او بر همه كشورهاي اسلامي استيلا خواهد يافت. مسلمانان همه پيرو او خواهند شد. او به عدالت رفتار مي كند، و دين را قوت مي بخشد. آنگاه دَجّال پيدا مي شود. عيسي مسيح (ع ) از آسمان فرود مي آيد و دجال را مي كشد، يا با مهدي در كشتن دجال همكاري مي كند. سخنان و احاديث پيامبر (ص)  درباره مهدي را، جماعتي از نيكان اصحاب پيامبر، نقل كرده اند و آن احاديث را بزرگان محدثين، در كتابهاي خود، با اسناد و مدارك، گرد آورده اند. محدثان بزرگي مانند ابوداود، و ترمذي ، و ابن ماجَه، و طَبَراني و ابويعلي، و بَزّار و امام احمد حَنبَل و حاكم نيشابوري - رَضي اللهُ عَنهُم اَجمَعين- جزء ناقلان احاديث مهدي هستند... اين است عقيده اهل سنت، از سلف تا خلف.(10)

11- شيخ محمد عبده:

خاص و عام مي دانند، كه در اخبار و احاديث، ضمن شمردن علائم قيام قيامت، آمده است كه مردي از اهل بيت پيامبر(ص) خروج مي كند، كه نام او مهدي(ع) است. او زمين را، پس از آنكه از جور و بيداد آكنده باشد، از عدل و داد آكنده مي سازد . در آخر ايام او، عيساي مريم(ع) از آسمان فرود مي آيد ، جِزيه را برمي دارد، صليب را مي شكند، و دجّال را مي كشد. (11)

12- احمد امين مصري:

اهل سنت نيز، به مهدي (ع ) و مسئله مهدي يقيناً ايمان دارند. (12)

پي نوشتها:

1- المهدي الموعود، ج1، ص 200.

2- همان، ج 2، ص 72.

3- شرح نهج البلاغه، ج 2، ص535.

4- الامام الثاني عشر، ص 78، پانوشت.

5- طرازُ البُردَة، شرح قصيده برده بوصيري، از كتاب " الامام الثاني عشر"، ص 77، پانوشت.

6- " العرف الوردي"، از " المهدي الموعود..." ، ج 2، ص 72.

7- " اللمعات"، نقل از: " منتخب الاثر"، ص 3، از حاشيه " صخيح ترمذي"، ج 2، ص 46، چاپ دهلي ( 1342 ه.ق)

8- " اسعاف الراغبين"، ج 2، ص 140، چاپ مصر(1312 ه.ق) .

9- " سبائك الذهب في معرفة قبائل العرب" ، ص 78.

10- غاية المامول، ج 5، صص 632 و 381.

11- تفسير " المنار"، ج6، ص 57.

12- " المهدي المنتظر و العقل"، تاليف شيخ محمد جواد مغنيه لبناني ، ص59.

 

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/04ساعت 18:21  توسط منتظر آقا  | 

به ما نگفتند

راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه راست را به ما نگفتند.

گفتند: تو كه بيايى خون به پا مى‏ كنى، جوى خون به راه مى‏ اندازى و از كشته پشته مى‏ سازى و ما را از ظهور تو ترساندند.

درست مثل اينكه حادثه‏اى به شيرينى تولد را كتمان كنند و تنها از درد زادن بگويند.

ما از همان كودكى، تو را دوست داشتيم . با همه فطرتمان به تو عشق مى‏ورزيديم و با همه وجودمان بى‏ تاب آمدنت‏ بوديم.

عشق تو با سرشت ما عجين شده بود و آمدنت ، طبيعى‏ترين و شيرين‏ ترين نيازمان بود.

اما ... اما كسى به ما نگفت كه چه گلستانى مى‏ شود جهان ، وقتى كه تو بيايى.

همه، پيش از آنكه نگاه ‏مهرگستر و دستهاى‏عاطفه تو را توصيف كنند، شمشير تو را نشانمان دادند.

آرى ، براى اينكه گلها و نهالها رشد كنند، بايد علفهاى هرز را وجين كرد و اين جز با داسى برنده و سهمگين ، ممكن نيست.

آرى ، براى اينكه مظلومان تاريخ ، نفسى به راحتى بكشند، بايد پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاك ماليد و نسلشان را از روى زمين برچيد.

آرى ، براى اينكه عدالت‏ بر كرسى بنشيند، بايد سرير ستم‏ آلوده سلطنت را واژگون كرد و به دست نابودى سپرد.

و اينها همه ، همان معجزه‏اى است كه تنها از دست تو برمى‏آيد و تنها با دست تو محقق مى‏شود.

اما مگر نه اينكه اينها همه مقدمه است‏ براى رسيدن به بهشتى كه تو بانى آنى .

آن بهشت را كسى براى ما ترسيم نكرد.

كسى به ما نگفت كه آن ساحل اميد كه در پس اين درياى خون نشسته است، چگونه ساحلى است؟!

كسى به ما نگفت كه وقتى تو بيايى:

پرندگان در آشيانه‏هاى خود جشن مى‏ گيرند و ماهيان درياها شادمان مى‏شوند و چشمه‏ ساران مى‏ جوشند و زمين چندين برابر محصول خويش را عرضه مى‏كند. (1)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

دلهاى بندگان را آكنده از عبادت و اطاعت مى ‏كنى و عدالت ‏بر همه جا دامن مى‏ گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ريشه‏ كن مى‏كند و خوى ستمگرى و درندگى را محو مى‏سازد و طوق ذلت‏ بردگى را از گردن خلايق برمى‏ دارد. (2)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

ساكنان زمين و آسمان به تو عشق مى‏ ورزند، آسمان بارانش را فرو مى‏ فرستد، زمين ، گياهان خود را مى‏روياند... و زندگان آرزو مى‏كنند كه كاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقيقى را مى‏ديدند و مى‏ديدند كه خداوند چگونه بركاتش را بر اهل زمين فرو مى‏فرستد. (3)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

همه امت‏به آغوش تو پناه مى‏آورند همانند زنبوران عسل به ملكه خويش.

و تو عدالت را آنچنان‏كه بايد و شايد در پهنه جهان مى‏ گسترى و خفته‏اى را بيدار نمى‏ كنى وخونى را نمى ‏ريزى. (4)

به ما نگفته بودند كه وقتى تو بيايى:

رفاه و آسايشى مى‏آيد كه نظير آن پيش از اين ، نيامده است. مال و ثروت آنچنان وفور مى‏يابد كه هر كه نزد تو بيايد فوق تصورش ، دريافت مى‏كند. (5)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

اموال را چون سيل، جارى مى‏كنى ، و بخشش هاى كلان خويش را هرگز شماره نمى‏ كنى. (6)

به ما نگفتند كه وقتى تو بيايى:

هيچ‏ كس فقير نمى‏ماند و مردم براى صدقه دادن به دنبال نيازمند مى‏ گردند و پيدا نمى‏ كنند. مال را به هر كه عرضه مى‏ كنند، مى‏ گويد: بى‏نيازم. (7)

اى محبوب ازلى و اى معشوق آسمانى!

ما بى‏آنكه‏ مختصات آن بهشت موعود را بدانيم و مدينه فاضله حضور تو را بشناسيم ، تو را دوست مى‏داشتيم و به تو عشق مى‏ورزيديم.

كه عشق تو با سرشتها عجين شده بود و آمدنت طبيعى‏ ترين و شيرين ‏ترين نيازمان بود.

ظهور تو بى‏ ترديد بزرگترين جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خير خواهد كرد.

كلك مشاطه صنعش نكشد نقش مراد                      هركه اقرار بدين حسن خداداد نكرد

پى‏نوشتها:

1. پيامبر اكرم صلى‏الله عليه و آله و سلم:فعند ذلك تفرح‏الطيور فى اوكارها و الحيتان فى بحارها و تفيض‏العيون و تنبت‏الارض ضعف اكلها: ينابيع المودة، ج 2، ص‏136.

2. پيامبر اكرم صلى‏الله عليه و آله و سلم: يفرج‏الله بالمهدى عن‏الامه، بملا قلوب‏العباد عبادة و يسعهم‏عدله، به يمحق‏الله الكذب و يذهب‏الزمان الكلب و يخرج ذل‏الرق من اعناقكم: بحارالانوار، ج‏51، ص 75.

3. پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه و آله و سلم: يحبه ساكن‏الارض و ساكن السماء و ترسل السماء فطرها و تخرج الارض نباتها. لاتمسك منه شيئا، يعيش فيهم سبع سنين‏او ثمانيااو تسعا. يتمنى‏الاحياءالاموات ليروالعدل والطمانينه و ماصنع‏الله باهل‏الارض من خيره: بحارالانوار، ج 51، ص 104.

4. پيامبر اكرم صلى‏الله عليه و آله و سلم: ياوى الى‏المهدى امته كمال تاوى النحل الى يعسوبها و يسيطرالعدل حتى يكون‏الناس على مثل امرهم‏الاول . لايوقظ نائما و لا يهريق دما: منتخب‏الاثر، ص 478.

5. پيامبر اكرم صلى‏الله عليه‏ وآله‏ وسلم: تنعم امتى فى دنياه نعيما لم تنعم مثله قط. البر منهم والفاجر والمال كدوس ياتيه‏الرجل فيحثوله: البيان ، ص‏173.

6. پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏ وآله‏ وسلم: يفيض‏المال فيضا و يحثوالمال حثوا و لايعده عدا:صحيح مسلم، ج 8، ص 185.

7. پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلم: يفيض فيهم المال حتى يهم الرجل بماله من يقبله منه حتى يتصدق فيقول‏الذى يعرضه عليه: لا ارب لى به: مسنداحمد ، ج 2، ص 530.

 

  

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/03ساعت 21:14  توسط منتظر آقا  | 

از عشق تا شعار

بين كسانى كه به راستى، حقيقتى را باور دارند و آنان كه مدعى باور داشتن چيزى هستند تفاوت از زمين تا آسمان است. مانند تفاوت عشق تا شعار.
 عشق آسمانى است و عشق ورزيدن كار اهالى آسمان!
 شعار زمينى است و شعار دادن حرفه زمينى‏ها!
  منتظران واقعى به امامشان عشق مى‏ورزند.
 مدعيان انتظار، تنها شعار مى‏دهند.
 
  منتظران واقعى در پى اصلاح وضعيت موجودند.
 مدعيان انتظار، هر نوع اصلاحى را محكوم مى‏كنند.
 
  منتظران واقعى تلاش مى‏كنند تا موانع ظهور را بشناسند و آنها را برطرف كنند.
 مدعيان انتظار، منتظر مى‏مانند تا امام غايبى بيايد و امور را به صلاح آورد.
 
  منتظران واقعى انتظار را تكليف و رسالت مى‏داند.
 مدعيان انتظار براى رفع تكليف منتظرند.
 
  منتظران واقعى، بانشاطند و اميدوارانه به آينده مى‏نگرند.
 مدعيان انتظار، مأيوس‏اند و دل‏خسته.
 
  منتظران واقعى، زندگى فردى و اجتماعى خود را براساس آنچه در انتظار اويند سامان مى‏دهند.
 مدعيان انتظار، نه در زندگى فردى نه در زندگى اجتماعى خود هيچ تأثيرى از آنچه انتظارش را مى‏كشند، نمى‏پذيرند.
 
  منتظران واقعى، براى استقرار عدالت تلاش مى‏كنند.
 مدعيان انتظار، استقرار عدالت را موكول به ظهور منجى غيبى مى‏دانند.
  منتظران واقعى، در مقابل ظلم و فساد ايستادگى و مبارزه مى‏كنند.
 مدعيان انتظار، با عوامل فساد و ظلم تنها در دل مخالفت مى‏كنند نه در عمل.
  منتظران واقعى تلاش مى‏كنند تا حكومتهاى باطل را براندازند و خود زمينه‏ساز حكومت عدل و ايمان گردند.
 مدعيان انتظار، اساساً هيچ حكومتى در زمان غيبت را حكومت حق نمى‏دانند و معتقدند بايد منتظر شد تا خود امام بيايد و حكومت كند.
 
  منتظران واقعى، امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند كه سنت همه صالحان عالم است.
 مدعيان انتظار، نسبت به ديگران بى‏تفاوتند.
 
  منتظران واقعى، نگران سرنوشت خود و جامعه هستند.
 مدعيان انتظار، به سرنوشت خود و جامعه نمى‏انديشند و اقدام جدى‏اى در عرصه‏هاى اجتماعى و اصلاحى نمى‏كنند.
 
  منتظران واقعى، در برابر آزارها و تكذيبها مقاومت مى‏كنند.
 مدعيان انتظار، آنقدر محافظه‏كارند كه مورد آزار و تكذيب قرار نمى‏گيرند.
 
 عشق آسمانى است و عشق ورزيدن كار اهالى آسمان!
 شعار زمينى است و شعار دادن حرفه زمينى‏ها!
 
  منتظران واقعى، بانشاطند و اميدوارانه به آينده مى‏نگرند.
 مدعيان انتظار، مأيوس‏اند و دل‏خسته.
 
 مدعيان انتظار، نسبت به ديگران بى‏تفاوتند.
 
  منتظران واقعى، نگران سرنوشت خود و جامعه هستند.

 


 

2 نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/02ساعت 17:10  توسط منتظر آقا  | 

مبادا خفته باشيد...

انتظار ظهور مهدى موعود از حساس‏ترين و تاريخ‏سازترين فرازهاى عقيدتى اسلامى است كه عمرى به درازاى عمر اسلام دارد. پيامبر اكرم (ص) و خاندان پاكش، همواره مردم را به اين »چشم به راهى« خوانده‏اند. در ميان آثار فرقه‏ها و گروههاى مسلمان نيز، از اين آرمان، نشانه‏هاى بسيار به چشم مى‏آيد؛ تنها كافى است بدانيم كه پس از يك پژوهش كوتاه در اين زمينه نام بيش از پانصد كتاب، از دانشوران مسلمان به دست آمده كه به يقين با تحقيقات عميق‏تر اين رقم از هزار تجاوز خواهد نمود.
 پيامبراكرم(ص) فرمودند:
 »اگر از دوام دنيا يك روز بيشتر نمانده باشد؛ خداى بزرگ آن را چنان درازا دهد تا مردى از دودمان مرا برانگيزاند كه زمين را از عدالت و داد پر سازد همانگونه كه از ستم و بيداد آكنده باشد.«
 نخستين نكته‏اى كه با عنايت به مفهوم »انتظار« به ذهن ما مى‏آيد خواستار شدن »ظهور« است از صميم دل؛ زيرا تا دوستدار و دلبسته چيزى نباشى چشم به راهش نخواهى بود. لازمه اين خواستن و اشتياق وجود دو زمينه قلبى است: يكى شناخت و آگاهى از محتواى ظهور و دوم گرايش و جويايى نسبت به آن محتوا.
 لازمه درك بهتر حقيقت از مفهوم »انتظار«، »شناخت درونى« و »خواست قلبى« است. پس انتظار چيزى نيست مگر نيت ظهور.
 منتظران حقيقى، پيوسته تصوير ظهور را در برابر ديدگان دارند و از دل و جان آن را مى‏جويند و براى تحقق آن مى‏كوشند. انتظار نه فقط ظهور را در دل و جان ما پايدار مى‏سازد بلكه در قلمرو تن ما نيز نقش و نشانى از آن را آشكار مى‏نمايد، مگر نه اين كه چشم، زبان، گوش، دهان و دست و پاى ما، بندگان فرمانبردار دل ما هستند. پس اگر انديشه و پندار ما به رنگ ظهور درآمد گفتار و كردارمان را نيز همرنگ خود خواهد ساخت. مبادا اين حقيقت را خيال و رؤيا پنداريد و از خاصيت و اهميت ايده‏اى چنين بلند و عالى غافل بمانيد. چه خوب سروده مولوى:
 از يك انديشه كه آيد در درون
صد جهان گردد به يك دم سرنگون
 اميد به ظهور ايجاد جاذبه مى‏كند؛ انسان را به راه مى‏اندازد و به سوى خود مى‏كشاند. جوهره اين »اميدوارى« همان »خوش‏بينى« نسبت به آينده بشريت است و پشتوانه آن نويد حتمى و مژده قطعى خدا به پيروزى مستضعفان و فرمانروايى صالحان و نيك‏فرجامى پرهيزكاران.
 اميد و انتظار مقدمه هجرت و جهاد است، نه زمينه رخوت و ركود. امام صادق(ع) مى‏فرمايد:
 »هر كس دوست دارد از ياران حضرت قائم باشد، بايستى انتظار او را داشته و به نيكويى و پرهيزگارى رفتار نمايد. پس اگر به اين حال، پيش از قيام او از دنيا رود، پاداش ياران مهدى را خواهد گرفت. بنابراين بكوشيد و جديت كنيد و چشم به راه باشيد كه بر شما گوارا باد.«
 نخستين گام انتظار، خودسازى است؛ يعنى رشد و تربيت جسم و روح و چندان هم دشوار نيست؛ زيرا شوق ديدار او مردمان را مى‏سازد چه رسد به اشتياق درك ظهورش، پس لختى به خود بينديشيم.
 تلاشها و سازندگيهاى ناشى از انتظار اگر هم به دوران ظهورش نرسد دست كم در زندگى عمومى جامعه تأثيرى بسيار مثبت دارد؛ زيرا تربيت افراد و تجهيز آنان به يقين، جامعه را به پيش مى‏برد و نيرومند و توانگر مى‏سازد، در برابر دشمن پايدارى و مقاومت مى‏بخشد و در نتيجه آسايشى نسبى براى همگان فراهم مى‏آورد.
 انتظار امام زمان بدون محبت و علاقه به او كارى از پيش نخواهد برد؛ زيرا كه حماسه‏ها همواره در فضاى شور و احساس زاده و پرورده مى‏شوند، كافى نيست كه نسبت به حضرتش تنها پذيرش ذهن و پسند فكرى داشته باشيم، كشش روحى و پيوند قلبى در اينجا به كار مى‏آيد. اگر در روزگار دشوار غيبت بر فراز آسمان بلند انتظار، گهگاه شاهد درخشش ستارگان بوده‏ايم، ناشى از عواطف پاك آن كواكب به خورشيد نهان در ابر بوده است.
 منتظران راستين در عين حال وظيفه دارند كه علاوه بر اصلاح خويش در اصلاح ديگران نيز بكوشند؛ زيرا برنامه عظيم و سنگينى كه انتظارش را مى‏كشند يك برنامه فردى نيست؛ برنامه‏اى است كه تمام عناصر تحول بايد در آن شركت جويد؛ بايد كارى به صورت دسته‏جمعى و همگانى باشد، كوششها و تلاشها بايد هماهنگ گردد و عمق و وسعت اين هماهنگى بايد به عظمت همان برنامه انقلاب جهانى باشد كه انتظار آن را دارند.
 انتظار يعنى آماده‏باش كامل. من اگر ظالم و ستمگرم چگونه ممكن است در انتظار كسى باشم كه طعمه شمشيرش خون ستمگران است؟! من اگر آلوده و ناپاكم چگونه مى‏توانم منتظر انقلابى باشم كه شعله اولش دامان آلودگان را مى‏گيرد؟!
 اكنون مى‏فهميم چرا منتظران واقعى گاهى مانند كسانى شمرده شده‏اند كه در خيمه حضرت مهدى (عج) و يا زير پرچم اويند. يا چون كسى هستند كه در راه خدا شمشير مى‏زند و يا در راه خدا به شهادت مى‏رسد.
 اينها مراحل مختلف و درجه مجاهده در راه حق و عدالت است كه متناسب با مقدار آمادگى در انتظار افراد است؛ يعنى همانطور كه ميزان فداكارى مجاهدان راه خدا و نقش آنها با هم متفاوت است، انتظار و خودسازى و آمادگى نيز درجات مختلفى دارد كه هر كدام از اينها با يكى از آنها از نظر مقدمات و نتيجه شباهت دارند.
 پس بيدار باشيد؛ زيرا نمى‏دانيد كه در چه وقت، صاحبخانه مى‏آيد، در شام يا نصف شب، يا بانگ خروس، يا صبح، مبادا ناگهان آمده، شما را خفته يابد.

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/01ساعت 20:8  توسط منتظر آقا  | 

سیمای حضرت مهدی (ع) درکلام نبوی (ص)

پيامبر اعظم(ص) اسلام مجموعة تكامل‌يافتة فضائل همة انبياء و اولياي الهي در طول تاريخ و درخشان‌ترين كهكشان عالم وجود است كه هزاران منظومه و خورشيد درخشان فضيلت و كرامت را در خود جاي داده است، علم توأم با اخلاق، حكومت همراه با حكمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتني، روزآمدي توأم با دورانديشي و صداقت با مردم در عين پيچيدگي‌هاي سياسي از ويژگي‌هاي بارز پيامبر اكرم(ص) است.1
جلوة آشكار و مظهر اسماي خداوندي، نمونة انسان كامل و سرآمد تمام پيامبران و ختم رسل است.
احاديث بسياري از چنين شخصيتي وجود دارد كه به بيان اسامي و ويژگي‌هاي اهل بيت گرامي‌اش مي‌پردازد. هنگامي كه مي‌خواهد از كسي صحبت كند كه او را هم‌نام خود معرفي مي‌كند2 مي‌فرمايد: آگاه باشيد كه هر كس (از پيامبران و امامان) پيش از او،‌ نويد آمدنش را داده‌اند، آگاه باشيد كه او برگزيدة و انتخاب‌شدة خداوند است، آگاه باشيد كه او آنچه بگويد از پروردگارش مي‌گويد و هشداردهنده به امر ايمان است.3 و مردم را به ياري، اطاعت و پيروي از او فرا مي‌خواند. هماني كه خداوند متعال تمام معجزات انبياء و اوصياء(ع) را به دست مباركش جاري مي‌سازد.4پيامبر رحمت و رأفت  دربارة اسامي حضرت مهدي(ع) بياناتي دارند كه به اجمال به چند نمونه از آنها اشاره مي‌كنيم:
آنچه كه در روايات نبوي به عنوان اسامي، و نسب حضرت مهدي(ع) آمده است با عبارات مختلفي همچون: مردي از عترت من، مردي از اهل‌بيتم، مردي از فرزندانم، مردي از فرزندان فاطمه(س)، مردي از امت من؛  و بارها به نام مبارك آن حضرت يعني «مهدي» اشاره شده است.  احاديثي كه در ذيل مي‌آيد سند گويايي است مبني بر اين مدعا كه مهدي آل محمد(ص) روزي به اذن خداوند ظهور  خواهد كرد و جهاني را كه مملو
از ظلم و ستم است، به جهاني بر مبناي عدل و عدالت و عاري از هر نوع ظلم و ستم و تجاوز تبديل خواهد نمود:
همانا زمين پر از ظلم و دشمني مي‌شود، پس از اهل‌بيت من و از عترت من فردي مي‌آيد، كسي كه زمين را پر از قسط و عدل مي‌كند همانگونه كه از ظلم و جور پر شده است.5
در آخرالزمان كسي مي‌آيد، مردي از ذرّيه‌ام، اسم او همانند اسم من و كنيه‌اش، كنية من است. زمين را پر از عدل مي‌كند آنگونه كه از ظلم پر شده است. 6
مهدي حق و حقيقت است، او از فرزندان فاطمه (س) است.7 يك روز از دنيا باقي نمي‌ماند مگر آنكه خداوند آن روز را طولاني كند تا مردي از اهل‌بيت من بيايد. درحاليكه ملائكه او را دربر گرفته‌اند اسلام را نمايان خواهد كرد. 8
مردي از امت من مي‌آيد، اسم او همانند اسم من است و اخلاق او همچون اخلاق من است. زمين را پس از اينكه از ظلم و ستم پر شده است، پر از عدل و قسط مي‌كند.9
مهدي (عج) جواني است از ]نَسل[ ما اهل‌بيت.10 مهدي (عج) مردي از ذرّيه من است، صورتش همانند ماه تابان است،  ...  زمين را پر از عدل مي‌كند همانگونه كه پر از ظلم است، اهل آسمان و زمين و پرندگان در آسمان از خلافت او راضي مي‌شوند. 11
در آخرالزمان مردي از عترت من بپا مي‌خيرد، وي جوان است، صورتي زيبا و نيكو دارد، پيشاني فراخ و بيني كشيده، زمين را پس از ظلم و جور، پر از قسط و عدل مي‌سازد  ... .12

  • معرفي امام مهدي(ع) از سوي پيامبر گرامي(ص) به حضرت فاطمه(س)

آن هنگام كه پيامبر(ص) مريض بود، بر
او وارد شدم. فاطمه (س) كنار بستر ايشان نشسته بود، فاطمه (س) گريست، آنگونه كه صداي گريه‌اش بلند شد، رسول‌الله (ص) رو به سوي فاطمه(س) نمود و فرمود: عزيزم فاطمه! چه چيزي باعث گرياندن تو شده است؟ فاطمه (س) گفت: از دوران پس از شما مي‌ترسم. آن حضرت فرمود: عزيزم! مگر نمي‌داني كه خداوند عزّوجل [اهل] زمين را آگاه ساخت و از آن، پدرت را به رسالتش برگزيد. سپس دوباره زمين را آگاه ساخت و از آن همسرت را انتخاب كرد و بر من وحي نمود تا تو را به همسري او درآورم. اي فاطمه! خداوند به ما اهل‌بيت (ع) هفت ويژگي عطا كرده است كه به هيچ كسي قبل از ما عطا نكرده است و به كسي بعد از ما هم عطا نخواهد فرمود:
من آخرين پيامبران و مكرم‌ترين آنها در نزد خداوند هستم. و دوست‌دارترين آنها نسبت به خداوندام و نيز پدر تو هستم، جانشين من بهترين برگزيدگان و دوست‌دارترين آنها نزد خدا است كه همسر توست، و شهيد ما كه برترين شهيدان است و دوست‌دارترين آنها نزد خدا است عموي تو، حمزة پسر عبدالمطلب است كه او عموي پدرت و عموي همسرت است. و آن كسي كه دو بال سبز دارد و در بهشت با ملائكه به هر طرف كه خواسته باشد پرواز مي‌كند از ماست، و او پسرعموي پدرت و برادر همسرت است، دو سرور و آقاي اين امت از مايند و آن دو پسران تو هستند. [امام] حسن و [امام] حسين كه هر دو آقايان اهل بهشتند. و قسم به كسي كه مرا برانگيخته است، پدر آن دو بهتر از آنانند، اي فاطمه! قسم به كسي كه  مرا به حق مبعوث كرده است مهدي اين امت از آن اوست. همانا آن زمان كه هرج و مرج تمام دنيا را دربر  گيرد و فتنه‌ها آشكار گردند، راه‌ها مسدود شوند [نا امن گردند]. هيچ كسي به كوچك‌تر از خود رحم نكند و كسي بزرگ‌تر از خود را محترم نشمارد در اين هنگام خداوند عزوجل از آن دو كسي را مبعوث مي‌كند تا زندان‌هاي ضلالت و قلب‌هاي مكدّر را بگشايد. آنگونه در آخرالزمان براي اين به‌پا مي‌خيرد كه من در اول امر، اين كار را كردم. دنيا را پر از عدل و داد مي‌كند پس از اينكه از جور و ستم پر شده باشد. اي فاطمه، ناراحت نباش و گريه مكن. چرا كه خداوند متعال به خاطر تو مي‌بخشايد و بر تو نسبت به من رئوف‌تر و مهربان‌تر است و اين، به خاطر مقام تو در نزد من است و جايگاهي كه تو در قلب من داري و خداوند تو را به همسري كسي درآورد كه شريف‌ترين اهل‌بيت است و بالاترين منصب و جايگاه را دارد، بخشاينده‌ترين افراد به مردم، باعدالت‌ترين  مردم و هوشيارترين آنهاست. و از خداوند خواسته‌ام اولين كسي از اهل‌بيتم باشي كه به من ملحق مي‌شوي. 13
و خداوند تبارك و تعالي دعاي بهترين خلق امتش را بي‌پاسخ نگذاشت و به زودي اجابت نمود. 

  • امام مهدي(ع) معدن علوم پيامبر(ص)
همچنين در زبان ادعيه و زيارت معروفي كه از جانشينان پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) به دست ما رسيده است از حضرت مهدي(ع) با اين القاب و صفات ياد مي‌شود:
اي حجت خدا و ذخيرة الهي و اي باقي‌ماندة امامان پاك.14
اي سرچشمة فرمان‌هاي الهي،15 صاحب ديانت الهي و برپادارندة دين براساس عدالت16 و اي پايه و اساس اسلام.17اي فروغ‌بخش ظلمت و تاريكي و اي بينا كنندة نابينايان18، خورشيد فروزان در تاريكي‌ها، اي خورشيد خورشيدها19، دارندة روشنايي و نور20، اي چراغ شب‌هاي تار21.
اي ظهور حق، دولت حق و اي امام حق22 تو خود عين حقي، حق با توست و در تو، از توست و به سوي تو. و از جانب توست.23تو كه منبع و مخزن هر علمي24، صندق سر الهي و معدن علوم پيامبري25 سخنت و كلامت راست و صادق و براساس علم و حكمت است.26تو كه كشتي نجات27 و نجات‌يافتة به فرمان خدايي.28
تو كه با همه، حاضر در شهر و مكان‌ها، و حتي حاضر در افكار منتظراني.29 تو كه از بين مردم عبور مي‌كني و در بازارهاي مردم راه مي‌روي و بر فرششان قدم مي‌گذاري ولي مردم تو را نمي‌شناسند.30
و تويي كه نابودكنندة متكبران سركش، و به هلاكت رسانندة فاسقان و عصيانگران و ستمگراني31 و درهم شكنندة قدرت و عظمت متجاوزان و ستمكاران.32

پي نوشت‌ها
:
1. رهبر معظم انقلاب اسلامي، سخنراني در حرم مطهر رضوي(ع).
2. ر.ك:صافي گلپايگاني، لطف الله، منتخب الاثر.
3. صافي گلپايگاني، همان، ج1.
4. همان.
5. كشف الغمه، ج 3، ص 261. صافي گلپايگاني، منتخب‌الاثر، ص 154.
6 . حر عاملي، اثبات‌الهداة ، ج 3، ص 606. صافي گلپايگاني، همان، ص182.
7 . مجلسي، بحارالانوار، ج 51، ص 75. حليةالابرار، ج 2، ص 694.
8 . كنزالعمال، ج 14، ص 269.
9 . عقدالدّرر، ص 31؛ كنزالعمال، ج 14، ص 273.
10 . برهان‌المتّقي، ص 98؛ كنزالعمال، ج 14، ص 585.
11 . كنزالعمال، ج 14، ص 264؛ ينابيع‌المودة، ص 188.
12 . عقدالدّرر، ص 39.
13. ينابيع‌المودة، ص 223؛ مجلسي، همان، ج 36، ص 307.  
14. قمي، مفاتيح‌الجنان، دعاي ندبه.
15. زيارت حضرت صاحب الامر(ع) در سرداب مقدس.
16. زيارت آل ياسين(ع).
17. زيارت حضرت صاحب الامر(ع) در سرداب مقدس.
18. دعاي پس از زيارت آل ياسين(ع).
19.  قمي، همان، زيارت صاحب‌الزمان(ع).
20. زيارت حضرت صاحب الامر(ع) در سرداب مقدس.
21. قمي، همان، دعاي امام كاظم(ع) پس از نماز عصر.
22. كليني، اصول كافي، ج2، ص163.
23. قمي، همان، زيارت جامعة كبيره.
24. قمي، همان، زيارت صاحب‌الامر(ع). ص868.
25. قمي، همان، زيارت صاحب‌الامر(ع). ص868.
26. دعاي پس از زيارت آل‌ياسين.
27. زيارت امام زمان(ع) در روز جمعه.
28. زيارت حضرت صاحب‌الامر(ع).
29. قيومي، جواد، صحيفةالمهدي، دعاي عبرات، ص150.
30. مجلسي، همان. ج52. ص154.
31. قمي، همان، دعاي ندبه.
32. همان.
 
 
 
 
 
2 نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/01ساعت 7:7  توسط منتظر آقا  | 

 

 
   

خانه

حديث

با شهيدان

مهدويت

بانک صوت مهدویت

عكس

سرگرمي

قرآن آنلاين

دانلود قرآن

کد جاوا اسکريپت

English

عاشورا

مداحي

کپي برداري از مطالب وبلاگ با ذکر صلوات بلامانع مي باشد .

All Rights Reserved 2004-2009 © by booyehbehesht.blogfa.com